محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1176
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
نقره كباب نيم خام نموده كلاب عرق بيدمشك عرق كاوزبان عرق صندل از هريك دو رطل آب سيب شيرين آب امرود كه بهندى ناشپاتى نامند از هريك يك رطل آب زردك آب نىشكر از هريك پنج رطل داخل كرده عرق كشند پس در آن عرق كل كاوزبان كل سرخ ابريشم خام از هريك ربع رطلى صندل سفيد ساذج هندى دارچينى كشنيز خشك از هريك دو اوقيه نيم داخل كرده يك شب بكذارند و روز ديكر عرق كشند و در وقت عرق كشيدن عنبر اشهب و زعفران از هريك يك مثقال مشك تبتى نيم مثقال بر دهان نيچه بندند ماء اللّحم ديكر عظيم المنافع و در نفع اقوى از نسخهء قبل خصوص در امر باه صنعت آن كوشت برهء چهارماهه يا بزغالهء شير مست هركدام كه باشد خالص از استخوان و چربى دو رطل مرغ مسمن دو قطعه دراج چهار قطعه مجموع را از استخوان و چربى پاك كرده و ورق نموده دارچينى صندل سفيد بهمن سرخ و سفيد شقاقل مصرى خولنجان زنجبيل ساذج هندى كشنيز خشك غنچه كل سرخ از هريك شش درم كل كاوزبان پانزده درم بران پاشيده در ديك نقره نيم بريان كرده پس كلاب و آب زردك و عرق بيدمشك آب سيب شيرين آب ناشپاتى آب نىشكر از هريك يك رطل بر روى آن كرده عرق كشند و در وقت عرق كشيدن عنبر اشهب مشك خالص زعفران از هريك چهار دانك مثقال صيرفى در پارچهء كتانى بسته بر دهان نيچه بندند يا در طاسى كه عرق در آن ميچكد بكذارند و چهار رطل عرق بكيرند و دو اوقيه نيم صبح و دو اوقيه نيم شام بياشامند ماء اللّحم ديكر كه در امر باه اقوى از هر دو نسخهء قبل است صنعت آن كوشت بره يا بزغالهء فربه دو رطل مرغ مسمن دو قطعه قطاة كه آن را به فارسى سنكخوار و بهندى لوه كويند هفت قطعه دراج فربه چهار قطعه كنجشك نر خانكى پنجاه قطعه همه را از استخوان و چربى جدا كرده و ورق نموده دارچينى صندل سفيد بهمن سرخ و سفيد شقاقل مصرى ساذج هندى كشنيز خشك كل سرخ از هريك دو مثقال نيم كل كاوزبان هفت مثقال نيم كوفته بران پاشيده يك شب بكذارند و روز ديكر با آب آهنتاب و كلاب و عرق بيدمشك آب زردك آب نىشكر آب سيب شيرين آب امرود از هريك يك رطل عرق كشند و در وقت عرق كشيدن عنبر اشهب مشك تبتى زعفران از هريك يك مثقال در پارچهء كتانى بسته بر دهان نيچه بندند يا در طاسى كه عرق در آن ميچكد بكذارند دو فنجان از آن صبح و دو فنجان شام بياشامند ماء اللّحم ديكر ضعف قلب و خفقان بارد و ضيق النفس و بهر را سودمند است صنعت آن كوشت خروس پنج قطعه كوشت كبك هفت قطعه در ديك نقره كباب نيم برشت نمايند بحدّى كه شروع باب پس دادن نمايد و آب آن خشك نكردد پس كلاب عرق كاوزبان عرق دارچينى از هريك يكمن تبريزى بر روى آن نموده عرق كشند پس عرق را بر روى كل كاوزبان كيلانى و بادرنجبويه از هريك دو مثقال دانهء هيل رازيانه اصل السوس مقشر تخم كرفس جوز الطيب قرنفل زوفاى خشك كل غافث صندل سفيد از هريك يك مثقال كرده يك شبانهروز بخيسانند و روز ديكر عرق كشند و در وقت عرق كشيدن عنبر اشهب مشك تبتى از هريك چهار دانك بر دهان نيچه بندند يا در ته طاس نمايند اكر بسرپوش و طاس عرق كشند شربتى ده درم ماء اللّحم ديكر كه همان نفع دارد صنعت آن كوشت حيوان فربه شير مست دو نيم اثار كوشت دراج فربه هفت قطعه كوشت مرغ فربه دو قطعه كوشت كنجشك نر بيست قطعه كل كاوزبان سنبل الطّيب از هريك چهار تولهء چائى خطائى تودرى كلكون تودرى زرد بهمنين تخم فرنجمشك لسان الثور لسان العصافير بوزيدان كبابهء چينى ايرسا شقاقل مصرى خصية الثعلب تخم هليون تخم كاكنج از هريك سه توله خارخسك عود غرقى خام از هريك دو توله عرق كاوزبان عرق بادرنجبويه عرق بيدمشك از هريك سه اثار آب زردك به قدر حاجة ادويه را جوكوب نموده يك شبانه روز در عرقها بخيسانند پس آب زردك داخل كرده هفت اثار عرق كشند و پنج ماشه عنبر اشهب بر دهان نيچه بندند و اكر عنبر را سه ماشه و دو ماشه مشك خالص و ده توله تا بيست توله چوب چينى اعلا اضافه نمايند بهتر است ماء اللّحم صغير صنعت آن كوشت كاهى فربه يك و نيم اثار مرغ جوان فربه دو قطعه عرق كاوزبان نيم اثار عرق بيدمشك كلاب از هريك نيم پاو آب باران نيم اثار پوست زرد اترج شيرين كرده يك و نيم توله برك كاوزبان دو توله عنبر اشهب دو ماشه مشك خالص يك ماشه على الرسم عرق كشند و اكر يك توله صندل سفيد نيز اضافه نمايند خوبست [ ماء اللّحم ديكر جهة خفقان و رعشه و استسقا و يرقان ] ماء اللّحم ديكر جهة خفقان و رعشه و استسقا و يرقان و حدت ذهن و تصفيهء ارواح و بسط نفس و تقويت باه حتى مأيوسين را و مسكن الم نقرس و وجع مفاصل و امثال اينها نافع و اكثر امزجه را موافق و اعاده كنندهء قوى و ارواح ضعيف و ناقصشده از امراض يا استفراغات عنيفه را و مزاج آن حار در درجهء اولى و تر در اول و دويم صنعت آن بكيرند كوشت برهء شير مست سه رطل مرغ مسمن جوان سه قطعه كنجشك نر سى قطعه كوشت را كوبيده و مرغ و كنجشك را با استخوان كوبيده در آب طلا تاب و آهنتاب و نقره تاب از هريك بيست مرتبه چهار رطل آب پياز سفيد سه اوقيه فلفل دارفلفل كبابهء چينى از هريك دو مثقال زعفران يك مثقال ادويه را جوكوب نموده بر كوشتها پاشيده در ديك كرده ابهاى مسطور را بران ريخته سر ديك را بخمير محكم نموده باتش بسيار ملايم ببخار طبخ دهند تا مهرا كردد پس از آتش بركرفته بكذارند تا سرد كردد و بخار آن بر طرف شود آن كاه سر ديك را باز نموده اين ادويه بر آن زياده نمايند بهمنين زرنباد درونج عقربى بادرنجبويه از هريك ده مثقال فرنجمشك صندل سفيد از هريك پنج مثقال نعناع نمام دارچينى برك كاوزبان جوزبوا پوست اترج از هريك يك مثقال نيم عنبر اشهب سنبل الطيب بهارنارنج كل انكور از هريك يك مثقال ادويه را آنچه كوبيدنى است جوكوب نموده در كلاب و عرق بيدمشك و آب سيب شيرين و آب مرزنجوش و آب برك كاوزبان يك شبانهروز بخيسانند و در آن ريزند و اكر ادويهء كه در صدر ذكر يافته سواى زعفران و عنبر و اين ادويه را علىحده خيسانيده بعد طبخ لحوم داخل نمايند و عرق كشند و زعفران و عنبر را سوده در پارچهء نازكى بدهن نيچه يا مشربهء كه در آن عرق ميچكد بيندازند بهتر است و اكر از اين اقوى خواهند تخم جرجير تخم زردك تخم شلغم بوزيدان لسان العصافير حب القلقل لعبت بربرى بهمنان از هريك دو مثقال جوكوب نموده در پارچهء نازكى بسته ثانيا عرقها را بران مقطر نمايند ميكردد اقوى ماء اللّحم اقوى از نسخ قبل صنعت آن كوشت بره شير مست كوشت بزغالهء فربه بىاستخوان و چربى از هريك يك و نيمن تبريزى كوشت آهو بره كوشت بچهء كاوميش فربه از هريك يكمن كوشت مرغ جوان فربه پنج قطعه كوشت كبوتر بچه و قمرى و فاخته و حبارى كه چرز نامند و كبك و سمانى و سلوا و دراج از هريك هفت قطعه كوشت سنكخواره كوبيده و طيهوج و تذرج از هريك پانزده قطعه كنجشك نر خانكى و صحرائى از هريك سى قطعه طيور را از چربى پاك كرده با استخوان كوبيده و از چربى و استخوان جدا كرده نيمكوب نموده با ابهاى مسطور نسخهء قبل باتش ملايم بدم طبخ نمايند و بعد از طبخ اين ادويه را كه در آب طلا و نقره و آهنتاب بدستور مسطور خيسانيده باشند داخل كرده عرق كشند ادويه اينست قرنفل هيلبوا با پوست جوزبوا دارچينى زنجبيل زرنباد فلفل دارفلفل كبابهء چينى خولنجان صندل سفيد رنده كرده ساذج هندى عود قمارى خام غرقى وج تركى بسفايج درونج عقربى بوزيدان بهمنان شقاقل مصرى زراوند آن لسان العصافير بيخ لفاح از هريك پنج مثقال ابريشم خام كاوزبان از هريك ده مثقال و چون عرق تمام چكيده شود ثانيا كل كاوزبان برك بادرنجبويه بهار سنجد بهارنارنج كل سرخ بسباسه از هريك هفت مثقال در پارچهء نازكى بسته در آن اندازند و عنبر اشهب و مشك خالص از هريك سه مثقال زعفران پنج مثقال سوده در پارچهء نازكى بسته بر دهان نيچه بندند يا در ته قابله كذارند كه تمام عرق بران چكيده شود و منحل كردد پس سرد نموده در شيشه نكاه دارند و عند الحاجت به قدر برداشت مزاج تناول نمايند بدانكه كفتهاند كه ماء اللحم متخذ از كوشت صرف بدون آب نيكو است از براى تقويت قوى و ارواح و مضعف قلب و دماغ و شهوت غذا و جماع و تلافى آنچه از قوى بتحليل رفته باسرع زمانى و مستخرج از كوشت مرغ جوان فربه و چوجهء كبوتر و كوشت كردن بزغاله لطيفتر و حرارت آن كمتر از ساير لحوم است و ماء اللّحم واقع همين است صنعت آن بكيرند كوشت هر حيوانى را كه خواهند و از استخوان و چربى جدا كرده پارچهاى كوچك به مقدار نخود و باقلا